؛

؛

همیشه چند قدم نرفته می ماند
و آن که دیر می کند
تنها ریخت و پاش های قدیمی اش را
در جیب می برد.
آن که می ماند
کلاغی عاشق است
که هیچ کس اهلی اش نکرد

روزی اگر دختری آمد
که بی خودی برای خودش و ماه سوت می زد


منم؛
__________________________________
- بهار متولد زمستون
سواد جزئی،، و کمی عکاس

نویسندگان

شب ها پیاده تو ولیعصر

يكشنبه, ۲۰ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۵۴ ق.ظ

رد فکر ها توی کله من. پشت پلک و زیر پوست ناخن من. عرق دست هات روی خطی از کتاب شعر و ضرب انگشت هات با تکرار دو،، رو به کلمه کلاغ عاشق.

۰۴/۱۱/۲۰
بهار ،.

نظرات  (۱)

:))

زیاد خواب‌شو می‌بینم. و واقعا دلتنگ اینم که نوشته‌هامو بخونه. شایدم می‌خونه. اگه می‌تونه هرشب به خوابم میاد، لابد می‌تونه نوشته‌هامم بخونه.

پاسخ:
می تونه می تونه و می خونه.. من مطئنم ریحون. اون دوستاش فراموش نمی کنه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی