؛

همیشه چند قدم نرفته می ماند
و آن که دیر می کند
تنها ریخت و پاش های قدیمی اش را در جیب می برد
آن که می ماند
کلاغی عاشق است
که هیچ کس اهلی اش نکرد

روزی اگر دختری آمد
که بی خودی برای خودش و ماه سوت می زد


منم

تمبر های گلی
قربون شما

تو مثل شهر کوچیک من

جمعه, ۶ ارديبهشت ۱۴۰۴، ۰۴:۰۳ ق.ظ

هنوز برام خاطره سازی

هنوزم قبله معصوم نمازی

؛

تو مثل یاد بازی من

تو کوچه های پیر و خاکی

هنوزم برای من عزیز و پاکی

۰۴/۰۲/۰۶
بهار ،.